جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
132
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
مزاجگيرى و مزاحگوئى كند و او را به بدى ، ظالمى و نادانى در زبان خلق اندازد يا آنكه چون خواهد كه خود بر كسى طمع نمايد و حيف و جور كند بهانه بر سلطان بندد كه او چنين فرموده و مىفرمايد و امثال اينها . بلكه طريقه عدل ، راستى و اخلاص و يكرنگى آن است كه آنچه كه مصلحت وقت و مردمان و سلطان در آن باشد و رأى صائب اقتضاء نمايد آن را در حضور سلطان به ديباچه نيكو و عبارات لطيفه و با ادب تمام و در وقت فرصت عرضه دارد اگر كه مقبول رأى سلطان افتاد فبها المراد و الّا كه اگر سلطان به او اعتراضى فرمود تخطئه او را ننمايد . چونكه سلاطين خالى از فراست و نور خداوند نمىباشند و لهذا گفتهاند كه « كلام الملوك ملوك الكلام » . بلكه سخن او را درست گوش كند و عاشق به سخن خود نباشد و بعد از آن در آن تأمّل ناصحانه نمايد اگر كه بايد كه بر آن افزود و تغيير و تبدلى داد آن را نيز به آداب سابقه و در وقت فرصت عرضه دارد و كلمة الحق را ترك ننمايد و وقت فرصت ، فراغت و اقبال سلطان را نگاه دارد و مراعات كند و در حال كسالت ، ملالت ، خشم ، غضب و امثال آنها كه حالات احتجاب از شنيدن ، ديدن و فهميدن حق مىباشد ؛ چيزى به او عرض نكند تا آنكه حق و سداد و صلاح را به لطائف الحيل و توسّل الوسايل در نهاد ضمير او جاى دهد . صفت دوم : بلندى است . بايد كه وزير در سلوك با سلطان بلند همت باشد و به ركاكت و خسّت طبع ، طمعهاى فاسد نكند و نظر بر هر چيز نيندازد و سخنهاى خلاف ادب نگويد و عرضهاى متفرقهء بلا مقدار را عرض نكند تا انكه سلطان به نور و فراست سلطنت بلند همتى او را ادراك فرمايد و به حكم « المرء يطير بجناحى همته » احترام ، توقير ، آبروى و عزت او در نزد سلطان زياد شود وصيّت نيكنامى او منتشر گردد . صفت سوم : ثبات است بايد كه وزير در خدمت سلطان ، وفادار و نيكو عهد و ثابت قدم باشد به نحوى كه اگر معاندان سلطان بخواهند كه او را به انواع حيلهها و سخنها و دادن مالها و جانها و جاهها او را از وزارت و خدمت سلطان منقطع سازند ؛ نتوانند و او به هيچ صاعقه